پوشاک مردان ترکمن
لباس اصلی مردان ترکمن، ردای بلندی است از ابریشم، که تا زیر زانوان میرسد و «دون» نام دارد. «چاکمن» بالاپوشی بلندتر از کت معمولی است که از پشم شتر بافته میشود. «ایچمک» یا «پوستین» پوششی دیگر است که در هوای سرد مورد استفاده قرار میگیرد. پوستین را از پوست گوسفند تهیه میکنند. برای هر پوستین یا ایچمک، پنج تا هشت پوست گوسفند لازم است. «کونیک» هم، پیراهن ساده و فاقد یقه با آستینهای بلند است که به جای دکمه، بندهایی در آن بهکار میرود. شلوار مردانه عبارتست از تنبان گشادی که رشتهای پنبهای، لیفه آن را تشکیل میدهد. این شلوار «بالاق» نام دارد. مردان ترکمن دو نوع کلاه دارند؛ یکی «تلپک» که کلاه پوستی است با پشمهای نسبتاً بلند و «بوریک» یا عرقچین که غالباً با نقوش گوناگون، سوزندوزی میشود.
آشنایی با زبان ترکی آذربایجانی
زبان ترکی آذربایجانی(Azərbaycan Türkcəsi و یا Azərbaycan dili) زبان گفتاری اهالی در منطقه آذربایجان و سایر مناطق آذرینشین ایران و زبان رسمی جمهوری آذربایجان است. ترکی آذربایجانی به عنوان زبان گفتاری همچنین در نواحی شرقی ترکیه و جنوب گرجستان و داغستان رایج است.
قوم ترک |
ترک همچنین صفتی است منسوب به عنصر فرهنگی، یا سنتی مربوط به یکی از ملتها یا زبانهای ترکی چنانکه در «بیات ترک». خاستگاه اصلی مردمان ترکتبار، آسیای میانه بوده و این مردم که از نژاد زرد بودند[۱] به تدریج در غرب آسیا، خاورمیانه، آسیای کوچک و اروپای شرقی پراکنده شدند. در جریان این مهاجرتها بخشهای بزرگی از مردم هندواروپایی نواحی جدید نیز به مرور ترکزبان شدند. در میان اقوام اولیهای که با نام ترک از آسیای میانه به سوی غرب آمدند بخش بزرگی از ایرانیان سکایی ترکزبان شده نیز وجود داشت. |
مراسم پرخوانی ترکمن
مهم ترین و رایج ترین ساز در نواحی ترکمن نشین ایران و مهمترین ساز در همراهی آواز های ترکمنی است. دوتار ترکمنی هم به تنهایی و هم با همراهی قیجاق (کمانچه) نواخته می شود.
دوتار یکی از لوازم اصلی مجلس پرخوانی یا آیین ذکر در نواحی ترکمن نشین بوده است. پرخوانی از آیین ها و سنت های بسیار قدیمی مردم ترکمن است که تا چند دهه پیش برگزار می شد، اما امروزه جنبه نمایشی دارد.
بررسی نقش باورها و افسانه ها ترکمن
باورها ، افسانه ها ، داستانها و اشعار در هر فرهنگ و قومی باعث شکوفایی برخی از استعدادها و ایجاد فضای مناسبی جهت درس زندگی گرفتن از آنها می شود. اقوام مختلف دارای افسانه ها و باورهای مختلفی هستند قوم اصیل ترکمن ، در ترکمن صحرای ایران نیز دارای باورها و افسانه های مختلفی در پیشینه خود هستند و در
مسیر زندگی با توجه به زندگی دامپروری و ایلی و صحرانشینی با نقل آنها برای فرزندان و جوانان درسهای بسیاری به آنها می آموزند که نمونه هایی از آنرا بررسی کرده ایم. افسانه ها و داستانهایی نظیر تاج محمد ترسو ، خوابهای عجیب پادشاه ، آق پامیق ، گوراوغلو ، اغوزخان و اژدها از جمله آنها می باشند که نسل به نسل بعنوان میراث به قوم ترکمن رسیده است و از آنها بعنوان مظهر و سمبل زندگی ، جهت مقابله با سختیها ، دشمنان و حوادث زندگی اجتماعی استفاده می شود. و با تحریک احساسات جوانان باعث بروز حس فداکاری ، شجاعت ، همبستگی ، وفاداری به عهد ، خودباوری و ... شده است و ایجاد موفقیت درزندگی اجتماعی می شود.
پژوهشی از موسسه زبانشناسی روسیه، فرهنگستان علوم مسکو، گروه زبانهای ایرانی
در جمهوری ترکمنستان، اقلیت کوچکی ساکن هستند که کمتر مورد شناخت جامعۀ جهانی قرار گرفتهاند که این اقلیت بلوچ میباشد. بلوچها مردمانی سرشار از حس وحدت، فرهنگ قوی، تاریخ، زبان، سنت و مذهب مشترک هستند. بلوچهای ترکمنستان بخشی از جامعۀ جهانی هستند که با فرهنگ و تاریخ منحصر به فرد خود عمدتاً در کشورهای پاکستان، ایران و افغانستان سکونت دارند. در خارج از این کشورها نیز جوامع کوچک بلوچی در هندوستان، شرق آفریقا و عمان وجود دارد. پراکندگی جمعیت قوم بلوچ بسیار زیاد است، بلوچ های ترکمنستان بطور عمده در شمالیترین نواحی این کشور زندگی میکنند. همچنین اقلیتی کوچک از بلوچها به کشورهای شمالی اروپا مهاجرت نمودهاند.
اقشار ، اقوام ، گروه های متعدد زبانی و فرهنگی ، اقلیت های مذهبی و غیر مذهبی ، گروه های متنوع جماعتی و … ترکیب متنوعی از مردمان یک سرزمین راشکل می دهند . این اقوام باوجود تفاوت های متعدد با حضور در کنار یکدیگر به وحدت و یگانگی مردمان یک سرزمین را شکل می دهند درعین حال به دلیل زبان,گویش,فرهنگ و نگرش های مختلف به غنای فرهنگی آن سرزمین کمک می کنند.
به گزارش بانکی دات آی آر بلوچ یکی از این اقوام است که علاوه بر ایران در کشورهای پاکستان و افغانستان هم مستفر هستند. بلوچ های ایرانی در استان سیستان و بلوچستان و به طور مشخص تر در بخش بلوچستان ایران زندگی می کنند و می توان گفت با وجود فرهنگ بسیار غنی نسبت به سایر اقوام ایرانی کمتر شناخته شده اند.
همسایگی با کشورهای محرومی چون افغانستان و پاکستان ، رفت و آمد سهل الوصول افغانی ها و در نتیجه قاچاق مواد مخدر و نیز اعتیاد از مشکلات جدی این منطقه محسوب می شود . بلوچها بیشتر به ارتباط درونی تمایل دارند خویشاوندی آنهاصرفا بر اساس «ازدواج درون قومی» انجام میشود.
با این وجود بلوچستان ایران مهد حضور بلوچ ها است که به همراه دیگر اقوام کشورمان هویت ایرانی را بازنمایی و معرفی می کند.
تمدن مادها
ایرانیان و همسایگان آنان قبایل ایرانی در هنگام مهاجرات به ایران و تا مدتها پس از سکونت در این سرزمین مستقل از یکدیگر می زیستند . آنان برای خویش دارای سرزمینی بودند و فرمانروایی از آن خود داشتند . وجه اشتراک آنها ، فقط در فرهنگ و معتقدات بود . این فرهنگ و معتقدات آنان را از دیگر اقوام آریایی جدا می ساخت . به عنوان مثال انها با سکاها که دسته ای از اقوام آریایی بودند ، معتقدات متفاوتی داشتند .
لرهای چهارمحال و بختیاری
مردمان لری که در استان چهارمحال و بختیاری زندگی میکنند، خود به دو دسته هفت لنگ و چهار لنگ تقسیم میشوند.
ایل بختیاری قشلاق را در خوزستان و ییلاق را در چهارمحال و بختیاری میگذراند. این مردم مانند تمام لرها دارای صفتهای شاخص مهمان نوازی، جنگجویی و بی باکی میباشند که در میان این مردم بدرفتاری با مهمان و غریبه و همچنین ترس از دشمن بسیار ننگ است.
ایل بویراحمد
ایل بویراحمد بزرگترین ایل در استان کهگیلویه و بویراحمد است و شاید پس از بختیاری بزرگترین ایل لر باشد. مردم بویراحمد بازماندگان ایل بویر هستند که در زمان شاه عباس در مناطق مرزی ایران و دیگر شهرهای ایران همچون مراغه و اصفهان تقسیم شدند که پس از شاه عباس قسمت عمده آنها به سرزمین مادری خود بازگشتند. در مورد ایل بویر افسانهای هست که آنها را تنها قوم جهان دانسته که هیچگاه در سرزمین خود شکست نخوردند و برخی از تاریخ نویسان بزرگ نیز به این مساله اشاره نمودهاند. دین مردم بویراحمد: تمام مردم این ایل شیعه دوازده امامی بودهاند و تنها دو روستا در این ایل پیرو دین بهائی بودهاند[نیازمند منبع] که در اوایل انقلاب اسلامی ایران توسط برخی از اشرار غارت و متواری شدند و هم اکنون از بازماندگان این دو روستا اطلاعات دقیقی یاقی نماندهاست.
فهرست طایفههای بویراحمد
بویراحمد به طوایف زیادی تقسیم میشود که عبارتند از: ۱- تامرادی بزرگترین طایفه-۲-ایل نگین تاجی۳- اولاد میرزاعلی ۴- سادات شاه قاسمی ۵- شرانی۶- باتولی ۷- تاس احمدی ۸- باشرانی ۹- شولی ۱۰- زنگوایی ۱۱- باباکانی یا بابکانی ۱۲-سی سختی
برخی علمای بزرگ دینی
- آیت الله بروجردی (رض)
- آیت الله روح الله کمالوند
- آیت الله میانجی
- آیت الله طاهری خرم آبادی
نژاد لر
لُر نام قومی از نژاد آریایی است که در غرب و جنوب غربی کشور ایران زندگی میکنندزبان این قوم لریزبانهای هندو اروپایی است و به زبان کردی و فارسی شباهت زیادی دارد.[۱] ویژگیهای زبان لری نشان میدهد که زبان منطقه کنونی لرستان در تاریخ باستان از سوی ناحیه پارس صورت گرفته و نه از سوی ناحیه ماد.[۲] است. زبان لری مانند زبان فارسی و کردی از شاخه
سلسلهها و پادشاهان
- عیلامیان: در زمانهای تقریبا ۳۲۰۰ سال قبل از میلاد تا ۶۴۰ سال قبل از میلاد در مناطق لرنشین حکومت میکردند و قدرت بسیاری داشتند و با اینکه دشمنان بسیار قوی مانند سومریانسومر را تصرف کنند و آن را مستعمرهٔ خود کنند و چند سال بعد هم آن را کاملا شکست دادند و ویران کردند. ایلامیان بعد از سالها قدرت از آشوریان شکست سنگینی خوردند و دولت مقتدرشان از بین رفت. پایتختشان آنزان (ایذه کنونی) بود. کلمهٔ عیلامی به معنی کوهستانی است و اشاره به مردم زاگرس نشین دارد.[۳] داشتند. اما توانستند پایتخت
- ایلماییها: در زمان اشکانیان در منطقههای لرنشین و بختیاری حکومت خودمختاری به نام ایلمایی بود که البته قدرت ایلامیان را نداشتند اما در نوع خود قدرتمند بودند. البته با اشکانیانمستعمرهٔ اشکانیان بودند و با آنها روابط خوبی داشتند.[۴][۵] روابط خوبی داشتند و به نوعی
- اتابکان لر: اینان به اتابکان لر بزرگ و کوچک نیز مشهور بودند و مدت حکومتشان بسیار طولانی (حدود ۶۰۰ سال) بود. این سلسله در مناطق لرنشین حکومت میکردند. ابتدا بصورت دولت نیمه مستقلی پایه گذاری شد و تنها باج و خراجی به دولتهای ایران (خلفای عباسی، مغولان و صفویه) میداد و در سالهای بعدی قدرت بیشتر گرفتند. دیگر به دولتهای ایران مالیات نمیدادند و صد سال آخر کاملا مستقل از دولت ایران بودند و البته صفویان با شکست شاه وردی خان لر این منطقه را تصرف و سلسله را نابود کردند.[۶]
- زندیه: این حکومت که توسط کریم خان زند بایه گذاری شد. قلمرو اش مناطقی فراتر از مناطق لرنشین بود.و پایتختش شیراز بود.اما شاهان و بنیانگذارانش لر بودند. این حکومت یکی از بهترین و عادل ترین حکومتهای بعد از اسلام در ایران بود. این سلسله با شکست خوردن لطفعلی خان زند(شاهزادهٔ شجاع زند) از آغا محمد خان قاجار نابود شد.[۷]
- ایلخانان لر و بختیاری: در زمان قاجاریه در مناطق لرنشین خانهایی بودند که علاوه بر اینکه مامور دادن مالیات بودند، بر این منطقه حکومت هم میکردند. اما با وجود این که در بعضی موارد خودمختار بودند اما مستقل از دولت ایران نبودند. در زمان محمد تقی خان بختیاری(ممتی خون) بختیاریها اعلام استقلال کردند، اما توسط انگلیسیها پذیرفته نشد. اما تا چندین سال بختیاریها نزد خودشان استقلال داشتند و به دولت قاجاریه نه تنها مالیات نمیدادند بلکه کاروانهای مالیاتی قاجاریه که از مناطق دیگر مانند اعراب میگرفتند را غارت میکردند و اینگونه بختیاریها با قاجاریه دشمن شدند. اما بعد از قتل محمد تقی خان اوضاع آرام گرفت و حسینقلی خان روابط بختیاری-قاجاریه را سامان بخشید. بعد از چند سال که بختیاری قدرت نظامی بالا گرفت. قاجاریان که از قدرت بختیاری هراس داشتند در یک مهمانی حسینقلی خان بختیاری را کشتند
تاریخ اقوام ایرانی
تاريخ كردها
تمام سرزمین کردستان از زمان امپراتوری ماد تا سال ۱۵۱۴ میلادی یکی از ایالات ایران بود. در جنگ چالدران که بین نیروهای شاه اسماعیل اول صفوی و سلطان سلیم اول عثمانی در سال ۱۵۱۴ میلادی انجام گرفت بر اثر شکست ایران، بخشی از سرزمین کردستان از ایران جدا شد و نصیب عثمانی گردید. امپراتوری عثمانی سالها بر بخش جدا شده سرزمین کردستان از ایران، فرمانراندند تا اینکه با پایان جنگ جهانی اول و نابودی امپراتوری عثمانی متصرفات آن: سرزمین کردستان، سرزمینهای عربی، آسیای کوچک و بالکان تدريجا تقسیم و یا مستقل گرديدند. بخش جدا شده سرزمین کردستان از ایران، در نقشهٔ جغرافیای امروزی در سه کشور ترکیه، عراق، و سوریه قرار میگیرد.
![]()
امپراتوری ماد (۵۵۰ پ.م.)
تاریخ کردستان پیش از اسلام
منطقه امروزی کردستان عراق در دوران باستان بخشی از امپراتوری آشور را تشکیل میداد. آشور بانیپالهوخشتره شاه ماد در حمایت از بابل به آشور اعلان جنگ داد. هوخشتره در سال ۶۱۴ پ م از کوههای زاگروس گذشت و ضمن تسخیر آبادی های آشوری سر راه، شهر اشور پایتخت دولت آشور را در محاصره گرفت. پس از سقوط شهر آشور، نبوپلسر پادشاه بابل به دیدار هوخشتره آمد و در آنجا پیمان دوستی ایران و بابل تجدید شد. در سال ۶۱۳ پ م شاه آشور در نینوا بود و این شهر نیز در سال ۶۱۲ پ م تسخیر شد. نبوپلسر رهبر بابلیها به همکاری با ماد روی اورد. در سال ۶۳۳ پ م در گذشت.
در دورههای بعدی این منطقه بخشی از امپراتوریهای ماد، هخامنشی، سلوکی، اشکانی و ساسانی گشت.
برخی منابع از قبیل گزنفون درباره کردان ساکن زاگرس در ارتش هخامنشيان که با لشکريان اسکندر جنگ و ستيز مي کردند و از زبان استرابون جغرافي دان يونان باستان و اراتسن دبير اسکندر درباره طوايف کردان بارزانی که با لشکريان اسکندر در حال عقب نشيني جنگيدند بسيار سخن رفته است .
برخی منابع از قبیل نولدکه (NOLDKE ۱۸۹۷) آوردهاند که طوایف کردی که در نواحی مرکزی و جنوب ایران وجود داشتند در خلال دوره شاهنشاهی ساسانی به علت فتوحات ایران و حرکت جمعیت به طرف شمال غربی مهاجرت کرده و در سرزمین کردو (KURDU) ساکن شده و با کردهای آنجا مخلوط شدهاند و نام آنها را قبول کردهاند این مردم که قبلا به نام مرتیها شناخته میشدند در جنگهای مداوم ساسانیان و اشکانیانپارتها) با رومیهای بیزانسی شرکت داشتهاند و با روم در جنگ بوده اند. اینان در قرن چهارم میلادی از طرف رومیها به نام کرچخ شناخته میشدند.بر حسب سرزمین و لهجههای محلی کردهای قدیمی نامهای کاردوخ (KARDUKH) و کاردیخ (KARDIKH) که سکنه و بومیان آن بودهاند بر این مردم اطلاق شده است
تعداد صفحات : 1