سنگ‌نگارهاي فراموش‌شدۀ اِرنان

افتاده پیش پای کوه

افتاده پیش پای کوه


رفته بودیم شهر بادگیرها؛ یزد را می‌گویم! در حال بازدید از بناها و مکان‌های دیدنی شهر بودیم که در «زندان اسکندر» یا به روایتی «مدرسۀ ضیائیه» چشممان افتاد به تخته‌سنگی با نقش‌های کهن که معلوم بود قرن‌ها از عمرش می‌گذرد.

در کنار آن تخته‌سنگ، تابلویی نصب شده بود با این عنوان:

«سنگ نگاره‌های کوه اِرنان یزد».

این سطر اولِ سفری ماجراجویانه بود برای پیداکردن ارنان و دیدن سنگ‌نگاره‌هایش؛ روستایی در مسیر یزد به شیراز و در نزدیکی شهرستان مهریز.

با این‌که کوه ارنان با شمارۀ ثبت 8 در فهرست آثار طبیعی ملی به ثبت رسیده، ولی پیداکردنش چندان ساده نبود؛ بین راه بارها از ساکنان محلی نشانی پرسیدیم تا بالاخره موفق شدیم پُرسان‌پُرسان خودمان را برسانیم به دهستان ارنان. اما تا این‌جا فقط نصف راه را آمده بودیم. هر چه چشم چرخاندیم، هیچ نشانی از تابلویی که ما را به سمت سنگ‌نگاره‌ها راهنمایی کند، نبود. عاقبت در جادۀ خاکی به راه افتادیم و در میانۀ راه با فریاد از موتورسواری که با سرعت از کنارمان می‌گذشت، پرسیدیم: سنگ‌نگاره‌های کوه ارنان...؟ و او با اشارۀ دست به‌مان فهماند که پشت‌سرش راه بیفتیم.

بعد از گذشت چند دقیقه کوه ارنان در وسط دشتی گسترده، آغوشش را به رویمان باز کرد.

هفته‌نامه دوچرخه شماره 613

کوه مخروطی‌شکل ارنان با ارتفاعی بیش از 800 متر، یکه و تنها سر به آسمان ساییده است. بعد از رسیدن به پای این کوه، اولین صحنه‌ای که به چشممان خورد، نه سنگ‌نگاره‌ها، که تعدادی موتورسیکلت بود که با سرعت از دامنه‌های کوه بالا می‌رفتند. تازه فهمیدیم موتورسیکلتی که با سرعت از کنارمان رد شده بود، مقصدش کجا بوده؛ ظاهراً دامنه‌های کوه ارنان برای اهالی این منطقه، حکم پیست موتورسواری را دارد.

باز هم خدا را شکر! چون معلوم نبود بدون راهنمایی این موتورسوارها که بی‌خیال به ماجراجویی در دامنه‌ها مشغول بودند، چه‌طور باید سنگ‌نگاره‌های کوه ارنان را پیدا می‌کردیم!

از یکی از موتورسوارها که در حال پایین‌آمدن از کوه بود، جای دقیق سنگ‌نگاره‌های نقش‌بسته بر تخته‌سنگ‌ها را پرسیدیم. با دست اشاره کرد به تخته‌سنگ بزرگی که 100متر بالاتر از ما قرار داشت و ادامه داد: «یکی‌دیگه هم اون‌طرف‌تر هست، اگه بتونی پیداش کنی». نفس‌نفس‌زنان خود را به تخته‌سنگی که نشان کرده بودیم، رساندیم و نقش و نگارهایی شبیه به تخته‌سنگ داخل موزه را روی صخرۀ عظیم دیدیم؛ تصاویری از انسان‌ها و ابزارهای شکار مثل تیر، کمان و نیزه و نیز حیواناتی مثل سگ، بز، گوزن، اسب، گاو و بعضی موجودات غریب دیگر.  تخته‌سنگ عظیم در پای کوه ارنان که بخش‌هایی از آن در اثر عوامل طبیعی و انسانی آسیب دیده و فرسوده شده است

سنگ نگاره‌ها یا هنرهای نقش‌بسته بر تخته‌سنگ‌ها در بین هنرهای شناخته‌شدۀ جهانی از بیشترین قدمت برخوردارند و احساس، عاطفه و تفکر انسان‌ها در آنها به بهترین شکل منعکس شده است. هدف از حک‌کردن نقش بر سنگ دردوره‌ها و اقلیم‌های مختلف، متفاوت بوده: ثبت یک رخداد، آرزو، صحنه‌هایی از آیین‌ها و اعتقادات ، رزم و شکار و... این نقوش برای متخصصان حوزه‌های مختلف به‌خصوص جامعه‌شناسان، باستان‌شناسان، نمادشناسان، زبان‌شناسان و علاقه‌مندان به اسطوره و تاریخ، معنا و جذابیت بسیاری دارند.

یکی از ویژگی‌های جالب سنگ‌نگاره‌های ارنان، وجود نوعی روایت و داستان در دل نقوش ا ست: انسانی مجهز به تیر و کمان که سوار بر مرکب به دنبال شکار می‌گردد، مردی که نیزه‌اش را در تن شکار فرو می‌کند، سگی که کنار صاحبش حضور دارد و او را همراهی می‌کند و...

تجربۀ جذابی است نشستن کنار سنگی که صبورانه، داستان زندگی انسان‌هایی مثل خودت را از قرن‌ها پیش‌تر برایت روایت می‌کند؛ سنگی که در گذر زمان سرسختانه می‌کوشد همچنان خاطره‌هایش را حفظ کند.

سنگ‌نگاره‌های ارنان که جزو قدیمی‌ترین و ابتدایی‌ترین آثار هنری به‌شمار می‌روند، به‌احتمال زیاد به دست چوپان‌ها و شکارچی ها بر سنگ‌ها نقش بسته‌اند و صحنه‌هایی از شکار، قدرت و تخیل انسان را در طبیعت بکر قرن‌های دور به نمایش می‌گذارند.

نقش و نگارهای تخته‌سنگ واقع در پای کوه ارنان با ابزاری فلزی کنده شده بود و نشان از علاقۀ انسان به ثبت وقایع و به‌جاگذاشتن نشانی از خود برای آیندگان داشت؛ آیندگانی که ما بودیم و بی‌هیچ شیشه و حفاظی آنها را از نزدیک تماشا می‌کردیم.

سنگ‌نگاره‌های ارنان که جزو قدیمی‌ترین و ابتدایی‌ترین آثار هنری به‌شمار می‌روند، به‌احتمال زیاد به دست چوپان‌ها و شکارچی‌ها بر سنگ‌ها نقش بسته‌اند و صحنه‌هایی از شکار، قدرت و تخیل انسان را در طبیعت بکر قرن‌های دور به نمایش می‌گذارند.

هفته‌نامه دوچرخه شماره 613

نقش و نگارهای تخته‌سنگ واقع در پای کوه ارنان با ابزاری فلزی کنده شده بود و نشان از علاقۀ انسان به ثبت وقایع و به‌جاگذاشتن نشانی از خود برای آیندگان داشت؛ آیندگانی که ما بودیم و بی‌هیچ شیشه و حفاظی آنها را از نزدیک تماشا می‌کردیم.

با دقت در تخته‌سنگ نقش‌دار، متوجه چیزهای زیادی شدیم: این‌که عوامل طبیعی مثل باد، باران، برف و... آن را فرسوده کرده و نوسانات جوی به آن آسیب زده است. اما کار به همین‌جا و کمرنگ‌شدن نگاره‌ها ختم نمی‌شد. مخدوش‌شدن نقش‌ها اتفاق بد دیگری بود که خبر از ویرانگری عوامل انسانی می‌داد؛ بازدیدکننده‌هایی که بدون توجه به ارزش تاریخی این سنگ‌نگاره‌ها نام خود را با ذکر تاریخ (!) در کنار نقش‌های کهن کنده بودند؛ نقش‌هایی با قدمتی از 1500 سال پیش از میلاد تا 713 هجری قمری.

اولش از این‌که توانسته بودیم این‌طور بی‌واسطه از این سنگ‌نگاره‌ها دیدن کنیم، خوشحال شدیم، اما بعد با خود آرزو کردیم کاش نه ما و نه هیچ‌کس دیگر نتواند چنین بی‌فاصله با گنج کوه مهربان ارنان آشنا شود.

گودال‌های عمیق در زیر تخته‌سنگ عظیم پای کوه ارنان، نشان می‌دهد که بعضی به‌طمع یافتن گنج یا به‌سرقت بردن سنگ‌نگاره‌ها دست به تخریب و انهدام این اثر تاریخی زده‌اند.

همۀ این اتفاق‌های ناخوشایند در شرایطی می‌افتد که هیچ‌کس به فکر حفظ و نگهداری از این آثار بدیع بازمانده از دوران باستان نیست و این جلوۀ جذاب که می‌تواندچشم توریست‌های داخلی و مهمانان خارجی را به خود خیره کند، در فراموشی خاک می‌خورد و غرش گوش‌خراش موتورسیکلت‌ها تحلیل می‌رود.

این عمارت از دو بخش تالار رسمی و خصوصی تشکیل شده است. بخش رسمی دارای تالار ستون دار اتاق گنبد دار، صحن رواق دار و دیوار جلو آن می باشد راه دسترسی به این بخش از طریق پلکانهای دوطرفه ای در ضلع شمالی، شرقی و جنوبی صفحه بوده که امروزه

کاخ خسرو در نزدیکی قصر شیرین

 

این عمارت از دو بخش تالار رسمی و خصوصی تشکیل شده است.

بخش رسمی دارای تالار ستون دار اتاق گنبد دار، صحن رواق دار و دیوار جلو آن می باشد راه دسترسی به این بخش از طریق پلکانهای دوطرفه ای در ضلع شمالی، شرقی و جنوبی صفحه بوده که امروزه از بین رفته است .

بخشی خصوصی نیز شامل خانه هایی است که در مرکز عمارت قرار دارد.

اگر چه برخی باستان شناسان این عمارت را بنایی تشریفاتی از دوره عباسی میدانند ولی تمامی جغرافیا نویسان ایران وعرب و به تبع آن پژوهشگران دنیا این بنا را کاخی از زمان خسرو پرویز می دانند که در فاصله های سالهای590تا 628 میلادی حکومت می کرده است.

وجه تسمیه شهر قصرشیرین بواسطه همین قصر است که خسرو پرویزبرای همسرش شیرین ساخت، این شهردر 180 کیلومتری غرب کرمانشاه و در نزدیکی مرز عراق قرار دارد.

محوطه تاریخی طاق بستان، در دامنه کوهی به همین نام و در کنار چشمه ای در شمال شرقی حاشیه شهر کرمانشاه قرار دارد. در این محوطه، آثاری از دوره ساسانی شامل سنگ نگاره اردشیر دوم و دو ایوان سنگی به نام های ایوان کوچک و بزرگ وجود دارد. ایوان کوچک

طاق بستان

 

محوطه تاریخی طاق بستان، در دامنه کوهی به همین نام و در کنار چشمه ای در شمال شرقی حاشیه شهر کرمانشاه قرار دارد. در این محوطه، آثاری از دوره ساسانی شامل سنگ نگاره اردشیر دوم و دو ایوان سنگی به نام های ایوان کوچک و بزرگ وجود دارد. ایوان کوچک در سمت چپ سنگ نگاره اردشیر دوم و ایوان بزرگ در سمت چپ ایوان کوچک دیده می شود.

سیاحان، مورخین وجغرافی نویسان دوره اسلامی ضمن توصیف سنگ نگاره های طاق بستان، از این محوطه با نام های متفاوتی یاد کرده اند. ابن فقیه و ابن رسته این مکان را «شبدیز» و یاقوت حموی آن را «قصر شیرین» نامیده است. همچنین حمدالله مستوفی آن را «طاق بسطام» و عده ای دیگر آن را «طاق بهستون»، «طاق بیستون» و «تخت بستان» نامیده اند. اهای محل نیز این محوطه را با نام «طاق وسان» و «طاق بسان» می شناسند؛ زیرا «سان» در لفظ محلی به معنی سنگ است و «طاق وسان» یعنی طاقی که در سنگ کنده شده است. امروزه نیز د راکثر محافل ایران شناسی، از این مکان با نام «طاق بستان» یاد می شود. سنگ نگاره های این محوطه عبارتند از:

ادامه مطلب

نقش برجسته و کتیبه داریوش اول:این نقش برجسته دوره هخامنشی یکی از با ارزش ترین یادگارهای ادبی و تاریخی ایران است و درسی کیلومتری شمال شرقی شهر کرمانشاه، بر روی صخره معروف به بیستون حجاری شده است. از این کوه در متون تاریخی به نام های «بغستان» به معنی جایگاه

بیستون

 

نقش برجسته و کتیبه داریوش اول:

این نقش برجسته دوره هخامنشی یکی از با ارزش ترین یادگارهای ادبی و تاریخی ایران است و درسی کیلومتری شمال شرقی شهر کرمانشاه، بر روی صخره معروف به بیستون حجاری شده است. از این کوه در متون تاریخی به نام های «بغستان» به معنی جایگاه خدایان، «بهیستان»، «بهیستون»، «بهستون»، «بهستان» و بیستون یاد شده است.

سنگ نگاره داریوش اول شش متر طول و 20/3 متر عرض دارد. در سمت چپ صحنه این سنگ نگاره، تصویر داریوش به ارتفاع 78/1 متر حجاری شده است. وی تاج کنگره داری بر سر و پیراهن بلندی بر تن دارد. ریش او مجعد و چهارگوش است و موهای مجعدش را در پشت سر جمع کرده است. او دست راست را به علات احترام بالا برده و در دست چپش کمانی را گرفته است. در این صحنه، داریوش پای چپش را بر روی سینه «گئومات مغ» نهاده است. در پشت سر داریوش «وینده فره نه» کمان دار و «گئوبروه» نیزه دار – از جمله هفت تنی که در بر اندازی گئومات شرکت داشتند – ایستاده اند.

در زیر پای چپ داریوش گئومات مغ به پشت خوابیده و به علامت تسلیم، دست هایش را بالا برده است. پشت سر او نیز صف اسیران – با گردن ها و دست های از پشت بسته – دیده می شود. در بالای سر هر یک از این اسیران و در زیر تنه گئومات مغ و نیز بر روی دامن اسیر سوم نام و نقش پادشاه شورش گرو جایی که در آن جا شورش کرده، ذکر شده است.

در بالای سر اسیران، تصویر نمادینی از اهورامزدا در حال اهدای حلقه قدرت به داریوش حجاری شده و داریوش نیز دست راستش را به نشانه ی نیایش اهورا مزدا بلند کرده است.

ادامه مطلب

در سال 522 قبل از میلاد داریوش، شاه هخامنشی نقشی از خود، فروهر، دو تن از بزرگان پارسی، گئومات، مغ و 9 تن از شاهان مغلوب را بر دیواره كوه بیستون حك می‌كند و علاوه بر این نقش فرامین و اندرزهای خود را به صورت كتیبه‌ای بر دل كوه

کتیبه داریوش بزرگترین کتیبه جهان

 

در سال 522 قبل از میلاد داریوش، شاه هخامنشی نقشی از خود، فروهر، دو تن از بزرگان پارسی، گئومات، مغ و 9 تن از شاهان مغلوب را بر دیواره كوه بیستون حك می‌كند و علاوه بر این نقش فرامین و اندرزهای خود را به صورت كتیبه‌ای بر دل كوه بیستون حجاری می‌كند. داریوش شاه در این كتیبه شرح فتوحات خود را به خط میخی و سه زبان پارسی باستان و عیلامی و بابلی بر دل سنگ نگاشته است.

کتیبه داریوش

عظمت این كتیبه به گونه‌ای است كه فقط زبان پارسی باستان آن دارای 414 سطر است. در سنگ نگاره داریوش كه شش متر طول و 20/3 مترعرض دارد، تصویر داریوش به ارتفاع 78/1 متر در سمت چپ صحنه حجاری شده است.

وی تاج گنكره داری بر سر و پیراهن بلندی بر تن دارد، او دست راست را به علامت احترام بالا برده و در دست چپ كمانی را گرفته است.

کتیبه داریوش

در این صحنه داریوش پای چپش را بر روی سینه گئومات مغ نهاده‌است. در پشت سر داریوش "وینده فرنه " كمان دار و " گئو بروه " نیزه دار ایستاده‌اند كه از جمله هفت تنانی‌اند كه در براندازی گئومات شركت داشتند.

در زیر پای چپ داریوش گئومات مغ بر پشت خوابیده و به‌ علامت التماس دست هایش را بالا برده است.

پشت سر او صف اسیران با گردن‌ها و دست های از پشت بسته دیده می‌شود، در بالای سر هر یك از این اسیران و در زیر تنه گئومات مغ و بر روی دامن اسیر نام و نقش پادشاه شورش‌گر و جایی كه در آن شورش كرده ذكر شده است.

در بالای سر اسیران تصویر نمادینی از اهورامزدا در حال اهدای حلقه قدرت به داریوش حجاری شده و داریوش دست راستش را به نشانه نیایش اهورامزدا بلند كرده است.

در این نقش داریوش به معرفی خود و خاندانش می‌پردازد و در حقیقت با این نوشته مشروعیت خود را اعلام می‌كند، پس از آن شرح فتوحاتش را به خط میخی عیلامی در سمت راست سنگ نگاره و در مرحله بعد با خط میخی بابلی در سمت چپ سنگ نگاره حك می‌كند.

 

کتیبه داریوش

در مرحله نهایی در زیر نقوش برجسته شرح فتوحاتش را به خط میخی و به زبان فارسی باستان حك می‌كند.

سنگ تراشان هخامنشی در حال نوشتن خطوط بر سینه كوه بودند كه سكاها دوباره سر به شورش گذاشتند.

داریوش در سال 519 قبل از میلاد "سكونخا" شاه سكاها را شكست داد و این رویداد را بی‌درنگ به سنگ نبشته اضافه كرد.

چون جایی برای اضافه كردن تصویر شاه سكایی باقی نمانده بود، داریوش دستور داد بخشی از متن عیلامی را پاك و آن را در سمت چپ قسمت پایین كنار متن فارسی باستان از نو حك كنند و به جای متن عیلامی تصویر "سكونخا" را حجاری كنند. در این سنگ نوشته داریوش ابتدا به معرفی خود و خاندانش می‌پردازد و سپس واقعه قتل گئومات مغ را كه پس از مرگ كمبوجیه سلطنت را غصب كرده بود شرح می‌دهد.

پس از آن به شرح جنگ‌هایی كه بر ضد بزرگان و امرای یاغی كرده بود می پردازد و در خاتمه به هركس كه این كتیبه بزرگ را محو نماید، نفرین می‌كند.

تعداد صفحات : 5

صفحه قبل 1 2 3 4 5 صفحه بعد