کوشک سرهنگآباد - اصفهان
کوشک یا کاخ و یا شکارگاه سرهنگآباد در روستایی به همین نام از توابع دهستان سفلای زوار، در 76 کیلومتری شرق اردستان از شهرستانهای استان اصفهان قرار دارد
تپه باستانی اکروپل - خوزستان
تپه باستانی اکروپل، که قدمت آن به دوران هخامنشیان برمیگردد، در استان خوزستان، خیابان طالقانی شهرستان شوش قرار دارد
هفت دغنان - گیلان
محوطه تاریخی هفت دغنان در استان گیلان، شهرستان صومعهسرا، بخش مرکزی، دهستان ضیابر و روستای بهمبر قرار دارد
گوردخمه دکان داوود - کرمانشاه
مقبره سنگی دکان داوود که از آثار تاریخی دوره مادها یا هخامنشیها به حساب میآید، در نزدیکی شهرستان سر پل ذهاب، روستای کل داوود قرار دارد
دهانه غلامان - سیستان و بلوچستان
دهانه غلامان، شهری باستانی و تاریخی است و در ۲ کیلومتری روستاهای ده رستم و قلعه نو و ۴۲ کیلومتری شهر زابل در استان سیستان و بلوچستان قرار دارد
دخمه سنگی فخریگا - آذربایجانغربی
دخمه سنگی فخریگا که با نامهای (فخریگاه، فخریکا، فقره قا، فقره گاه) نیز شناخته میشود، از جمله آثار تاریخی دوره مادها (هزاره اول قبل از میلاد) به شمار میآید
سنگ نبشته خرمآباد - لرستان
سنگ نبشته خرمآباد یکی از آثار تاریخی قرن ششم قمری و دوره سلجوقیان است و در استان لرستان شهرستان خرمآباد قرار دارد
شهر تاریخی توز - بوشهر
شهر تاریخی تَوَّز یا توج یکی از شهرهای مهم دشتستان قدیم بوده و از اهمیت بسیاری برخوردار و در نزدیکی روستای زیراه کنونی قرار داشته است
منطقه باستانى توز در محلى بین روستاهاى زیرراه، اردشیرآباد و سعدآباد از توابع دهستانهاى دشتستان در حاشیه رودخانه شاپور دالکى قرار دارد.
توز شهرى تجارتى بوده که پارچههاى کتانى ملون و گلابتوندوزى آن شهرت زیادی داشته است. رودخانه شاپور که از نزدیکی آن مىگذرد غالباً رودخانهٔتوز (توج) نامیده مىشده است.
آتشکده بهرام - تهران
تپه میل که به نامهای آتشکده بهرام و آتشکده ری نیز شناخته میشود از جمله آثار دوره ساسانیان است و در نزدیکی شهر ری تهران قرار دارد
کاخ هخامنشی چرخاب - بوشهر
کاخ هخامنشی چرخاب برازجان، در 15 کیلومتری شهر بندری بوشهر قرار دارد
کاخ بردکسیاه - بوشهر
کاخ سنگسیاه - بوشهر
بقایای کاخ سنگ سیاه از مجموع کاخهای سه گانه امپراطوری هخامنشیان در برازجان بوشهر قرار دارد
نقش رستم * مرودشت*
این مجموعه که بر دامنه کوه حاجی آباد و در فاصله 3 کیلومتری تخت جمشید نقر شده است .در هیچ منطقه ای نمیتوان تداوم تاریخ ایران را بهتر از نقش رستم بررسی کرد . زیرا در این محل آثار مربوط به دوره های ایلامیان و هخامنشیان و ساسانیان در کنار یکدیگر وجود دارند .
آرامگاهها :
آرامگاههای موجود در نقش رستم بین سالهای 400تا 550 قبل از میلاد در دوران هخامنشی به شکل صلیب در دل کوه کنده شده و همگی دارای ارتفاع یکسان از سطح زمین اند .این آرامگاهها از سمت چپ , جنوب به شمال مربوط به اردشیر اول , خشیارشاه ,داریوش کبیر , و با زاویه 90درجه و رو به جنوب داریوش دوم می باشند.فقط آرامگاه داریوش بزرگ دارای کتیبه است و این کتیبه شرح مفصلی از جنگ وی با پادشاه دوروغین یعنی بردیا می باشد .همچنین در این کتیبه پیروزیهای مهم و چگونگی دوران حکومت او نقل شده است .
کعبه زرتشت :
کعبه زرتشت یا برج نقش نقش رستم درمقابل آرامگاه داریوش بزرگ قرار دارد و ارتفاع آن 11 متر و عرض آن 7 متر می باشد .مورد استفاده این برج هنوز کاملا مشخص نشده عده ای آن را آرامگاه و عده ای آن را آتشکده و عده ای هم با استفاده از کتیبه های که بدستور کرتیرحامی مذهب رسمی ساسانیان در روی دیوارهای این برج نوشته شده آن را محل نگهداری نسخه اصلی اوستا می دانند.
شهرسوخته زابل شهري پنج هزارساله در دل كوير است كه نهان شدن اسرار نهفتهاش در هر فصل كاوش، باستانشناسان و مردم دنيا را حيرت زده به سوي خود جلب ميكند.
براساس آثار موجود و مكشوفه باستاني، سرزمين سيستان و بخصوص شهر سوخته از گذشتههاي دور داراي تمدن فرهنگي بسيار شكوفا بوده است.
اندك شهرهاي باستاني شامل شوش، تپه مليان در ايران و موهنجارو در پاكستان تنها از لحاظ قدمت با شهرسوخته زابل برابري دارند.
شهرسوخته زابل از پنج بخش شامل، گورستان، منطقه مسكوني، بناهاي يادماني، صنعتي و بخش مركزي تشكيل شده است.
ساكنان شهرسوخته درپنج هزارسال قبل مواد اوليه ساخت جواهرات را از نقاط دوردستي ازجمله بدخشان افغانستان و خراسان به صورت خام به اين مكان وارد ميكردند.
درشرايط حاضر كه نزديك به دو هزار سال از پايان اسقرار انسان در شهرسوخته زابل گذشته است انواع سفالينهها و ظروف سنگي كه بعضاً شكسته هستند را ميتوان درسطح محوطه وسيع اين شهر پيدا كرد.
ساكنان شهر سوخته به علت همراه گذاشتن اشيا، ابزار كار، موادغذايي وآرايشي در گور مردگانشان به زندگي پس از مرگ اعتقاد داشتهاند.
توانمنديهاي منحصر به فرد شهرسوخته از لحاظ دادههاي باستان شناسي بويژه آثارانساني، جانوري و گياهي زمينه مناسب رابراي ايجاد پايگاهاي متنوع دراين شهر فراهم كرده است.
شهر سوخته
شهر سوخته شهری باستانی است که در 56 کیلومتری بین زابل و زاهدان قرار گرفته و با قدمتی بیش از 5000 سال یکی از مراکز اصلی تجارت و تمدن در زمان خود بوده است.
از نام واقعی شهر سوخته اطلاعی در دست نیست و نام جدید آن نامی است که حدود 150 تا 200 سال پیش بر این محوطه نهاده اند . هنوز هیچ کس از نام این شهر و دلیل از میان رفتن آن چیزی نمی داند باستان شناسان حدس می زنند تغییر مسیر رودخانه هیرمند سبب متروک شدن این شهر بوده است.
قدیمیترین انیمیشن دنیا از شهر سوخته بدست آمده است:
پیش از انقلاب اسلامی باستان شناسان ایتالیایی حاضر در شهر سوخته به هنگام کاوش در یک گور 5 هزار ساله جامی پیدا کردند که نقش یک بز همراه با تصویر یک درخت روی آن دیده می شد. در سال 1983 این اثر در قالب گزارش حفاری گروه ایتالیایی در نشریه ای معرفی شد. سالها بعد دکتر سید سجادی پس از بررسی این شیء دریافت که نقش آن برخلاف دیگر آثار تکراری هدفمند دارد به گونه ای که حرکت بز را به سوی درخت نشان می دهد. در آن زمان نقاشی هنرمند توانسته در 5 حرکت بزی را طراحی کند که به سمت درخت حرکت می کند و از برگ آن تغذیه می کند از این جام 10 سانتی متری که روی یک پایه است برای نوشیدن استفاده می کردند.
در سفالهای شهر سوخته که از متمدنترین و پیشرفته ترین تمدن های باستانی در 5 هزار سال پیش است، نقش بز و ماهی بیش از هر نقش دیگری است چون مردم شهر از بز و ماهی بیش از هر موجود دیگری برای ادامه حیات استفاده می کردندنقش بز متحرک نشان می دهد که مردمان شهر سوخته بسیار باهوش، هنرمند و در زمان خود پیشرو بوده اند.
از دلایل دیگر که ثابت کننده ی هوش بسیار بالای مردم شهر سوخته است این است که آنها اولین مخترعان بازی هایی چون شطرنج و تخته نرد بوده اند و دیگری خط کشی با دقت کمتر از نیم میلی متر که نشان از آشنایی آنان با علم ریاضی و هندسه دارد.
هنر و صنعت و معماری در شهر سوخته:
شهر سوخته یکی از شهرهای صنعتی در 5 هزار سال پیش در جنوب شرقی ایران بوده که در کارگاههای مختلف آن اشیاء گوناگونی ساخته می شده و این کارگاهها و صادرات و واردات اشیاء قیمتی در این شهر باعث ایجاد طبقه کارگر متخصص شد. با بررسی آثار باقی مانده سنگی می توان به نتایج گوناگونی رسید که حاصل نظام نوین اجتماعی ( شهرنشینی ) بوده که عبارتند از تجارت و مبادله کالا با سرزمینهایی در فاصله های مختلف ، ایجاد تخصص و کارتمام وقت صنعتگران درشهرها که با جدا سازی کارگاههای صنعتی از محله های دیگر شهر صورت می گرفته و بالاخره تقسیم بندی اجتماعی افراد بر اساس نوع کاری که انجام می دهند. مهره های شهر سوخته به شکل های مختلف و مواد گوناگونی چون سنگ لاجورد، فیروزه ، عقیق ، کریستال صخره ای، سنگ آهک، مرمر، سنگ صابون ، صدفهای دریایی ، استخوان فلز ، و در موارد نادری از لاء ساخته شده اند .
به جز سنگ لاجورد و فیروزه ، تقریبا تمام مواد اولیه و خام بکار رفته در شهر سوخته از ارتفاعات سیستان تامین می شد و عقیق از بستر رودخانه ها گرفته می شد .
حاصل مقایسه اشیاء زینتی فراوانی که تا کنون از مصر ، بحرین ، سوریه ، دانمارک ، شوش، جیرفت و شهر سوخته بدست آمده این بود که بسیاری از این اشیاء با ارزش که در گورستانهای سلطنتی میان رودان (بین النهرین) یافت شده از شهر سوخته و جیرفت و آسیای مرکزی به این منطقه آمده و توسط بزرگان مورد استفاده قرار می گرفته اما نکته جالب توجه آن است که ظروف قیمتی بدست آمده از شهر سوخته و جیرفت در گورستانهای عمومی کشف شده اما در میان رودان و دیگر شهرها این ظروف در گورستانها ی سلطنتی و معابدیافت شده» وی یاد آور شد: «این موضوع نشان می دهد که تولید این قبیل اشیاء در جیرفت و شهر سوخته رایج بوده و در گورهای مردم این شهر ها نیز یافت می شود اما زمانی که این اشیاء به میان رودان می رود بسیار باارزش دانسته می شودو در معابد و این قبیل مراکز نگهداری می شوند» و تمام اینها نشان از غنا و رفاه مردمان این شهرها دارد .
پارچه های بدست آمده از شهر سوخته نرم و تازه بنظر می رسند و برخی از آنها را می توان مانند دستمالی پیچیده و باز کرد بدون آنکه به شکل آنها خللی وارد شود . پارچه ها، رنگی و دارای دو منشأ گیاهی و جانوری هستند و پیدا شدن تعداد قابل توجهی وسایل و ابزار گوناگون بافندگی و ریسندگی چوبی و گلی و سفالی و فلزی نشان دهنده تولید پارچه ها در شهر سوخته است .
در مجسمه های یافت شده در شهر سوخته پیکر حیوانات و انسان، هم زن و هم مرد دیده می شود.
پس از سفال، مرمر رایج ترین ماده ای است که در شهر سوخته برای تولید ظرفهای مختلف و اشیایی چون مهر ، مدال، مهره های سنگی ، دوک نخ ریسی، وزنه های بافندگی و پیکرکها استفاده شده ، بر اساس شواهد موجود تولید ظروف سنگی در شهر سوخته فعالیتی تخصصی بوده و بر مبنای اطلاعاتی که از گورستان در دست است می دانیم که بسیاری از پیشه ها و مشاغل در شهر سوخته تخصصی بوده (قبورجداگانه) ،عمده سنگهای به کار رفته در تولید اشیاء مرمری شهر سوخته، از افغانستان به این منطقه آورده شده .
اشکال چوبی نیز به شکل های مختلف در شهر سوخته دیده شده اند : اشیاء زینتی ، قالب کفش ، جعبه ها، اشیا و ابزار کار. از نمونه های بسیار شایان توجه و جالب، آثار معرق بر روی دو عدد شانه ی سر است که تا پیش از این قدمت معرق به دوره صفویه و قاجار بر می گشت ولی با کشف این دو شانه ظریف قدمت معرق به هزاره سوم قبل از میلاد عقب رانده شد.
افتاده پیش پای کوه
رفته بودیم شهر بادگیرها؛ یزد را میگویم! در حال بازدید از بناها و مکانهای دیدنی شهر بودیم که در «زندان اسکندر» یا به روایتی «مدرسۀ ضیائیه» چشممان افتاد به تختهسنگی با نقشهای کهن که معلوم بود قرنها از عمرش میگذرد.
در کنار آن تختهسنگ، تابلویی نصب شده بود با این عنوان:
«سنگ نگارههای کوه اِرنان یزد».
این سطر اولِ سفری ماجراجویانه بود برای پیداکردن ارنان و دیدن سنگنگارههایش؛ روستایی در مسیر یزد به شیراز و در نزدیکی شهرستان مهریز.
با اینکه کوه ارنان با شمارۀ ثبت 8 در فهرست آثار طبیعی ملی به ثبت رسیده، ولی پیداکردنش چندان ساده نبود؛ بین راه بارها از ساکنان محلی نشانی پرسیدیم تا بالاخره موفق شدیم پُرسانپُرسان خودمان را برسانیم به دهستان ارنان. اما تا اینجا فقط نصف راه را آمده بودیم. هر چه چشم چرخاندیم، هیچ نشانی از تابلویی که ما را به سمت سنگنگارهها راهنمایی کند، نبود. عاقبت در جادۀ خاکی به راه افتادیم و در میانۀ راه با فریاد از موتورسواری که با سرعت از کنارمان میگذشت، پرسیدیم: سنگنگارههای کوه ارنان...؟ و او با اشارۀ دست بهمان فهماند که پشتسرش راه بیفتیم.
بعد از گذشت چند دقیقه کوه ارنان در وسط دشتی گسترده، آغوشش را به رویمان باز کرد.
کوه مخروطیشکل ارنان با ارتفاعی بیش از 800 متر، یکه و تنها سر به آسمان ساییده است. بعد از رسیدن به پای این کوه، اولین صحنهای که به چشممان خورد، نه سنگنگارهها، که تعدادی موتورسیکلت بود که با سرعت از دامنههای کوه بالا میرفتند. تازه فهمیدیم موتورسیکلتی که با سرعت از کنارمان رد شده بود، مقصدش کجا بوده؛ ظاهراً دامنههای کوه ارنان برای اهالی این منطقه، حکم پیست موتورسواری را دارد.
باز هم خدا را شکر! چون معلوم نبود بدون راهنمایی این موتورسوارها که بیخیال به ماجراجویی در دامنهها مشغول بودند، چهطور باید سنگنگارههای کوه ارنان را پیدا میکردیم!
از یکی از موتورسوارها که در حال پایینآمدن از کوه بود، جای دقیق سنگنگارههای نقشبسته بر تختهسنگها را پرسیدیم. با دست اشاره کرد به تختهسنگ بزرگی که 100متر بالاتر از ما قرار داشت و ادامه داد: «یکیدیگه هم اونطرفتر هست، اگه بتونی پیداش کنی». نفسنفسزنان خود را به تختهسنگی که نشان کرده بودیم، رساندیم و نقش و نگارهایی شبیه به تختهسنگ داخل موزه را روی صخرۀ عظیم دیدیم؛ تصاویری از انسانها و ابزارهای شکار مثل تیر، کمان و نیزه و نیز حیواناتی مثل سگ، بز، گوزن، اسب، گاو و بعضی موجودات غریب دیگر.
سنگ نگارهها یا هنرهای نقشبسته بر تختهسنگها در بین هنرهای شناختهشدۀ جهانی از بیشترین قدمت برخوردارند و احساس، عاطفه و تفکر انسانها در آنها به بهترین شکل منعکس شده است. هدف از حککردن نقش بر سنگ دردورهها و اقلیمهای مختلف، متفاوت بوده: ثبت یک رخداد، آرزو، صحنههایی از آیینها و اعتقادات ، رزم و شکار و... این نقوش برای متخصصان حوزههای مختلف بهخصوص جامعهشناسان، باستانشناسان، نمادشناسان، زبانشناسان و علاقهمندان به اسطوره و تاریخ، معنا و جذابیت بسیاری دارند.
یکی از ویژگیهای جالب سنگنگارههای ارنان، وجود نوعی روایت و داستان در دل نقوش ا ست: انسانی مجهز به تیر و کمان که سوار بر مرکب به دنبال شکار میگردد، مردی که نیزهاش را در تن شکار فرو میکند، سگی که کنار صاحبش حضور دارد و او را همراهی میکند و...
تجربۀ جذابی است نشستن کنار سنگی که صبورانه، داستان زندگی انسانهایی مثل خودت را از قرنها پیشتر برایت روایت میکند؛ سنگی که در گذر زمان سرسختانه میکوشد همچنان خاطرههایش را حفظ کند.
سنگنگارههای ارنان که جزو قدیمیترین و ابتداییترین آثار هنری بهشمار میروند، بهاحتمال زیاد به دست چوپانها و شکارچی ها بر سنگها نقش بستهاند و صحنههایی از شکار، قدرت و تخیل انسان را در طبیعت بکر قرنهای دور به نمایش میگذارند.
نقش و نگارهای تختهسنگ واقع در پای کوه ارنان با ابزاری فلزی کنده شده بود و نشان از علاقۀ انسان به ثبت وقایع و بهجاگذاشتن نشانی از خود برای آیندگان داشت؛ آیندگانی که ما بودیم و بیهیچ شیشه و حفاظی آنها را از نزدیک تماشا میکردیم.
سنگنگارههای ارنان که جزو قدیمیترین و ابتداییترین آثار هنری بهشمار میروند، بهاحتمال زیاد به دست چوپانها و شکارچیها بر سنگها نقش بستهاند و صحنههایی از شکار، قدرت و تخیل انسان را در طبیعت بکر قرنهای دور به نمایش میگذارند.
نقش و نگارهای تختهسنگ واقع در پای کوه ارنان با ابزاری فلزی کنده شده بود و نشان از علاقۀ انسان به ثبت وقایع و بهجاگذاشتن نشانی از خود برای آیندگان داشت؛ آیندگانی که ما بودیم و بیهیچ شیشه و حفاظی آنها را از نزدیک تماشا میکردیم.
با دقت در تختهسنگ نقشدار، متوجه چیزهای زیادی شدیم: اینکه عوامل طبیعی مثل باد، باران، برف و... آن را فرسوده کرده و نوسانات جوی به آن آسیب زده است. اما کار به همینجا و کمرنگشدن نگارهها ختم نمیشد. مخدوششدن نقشها اتفاق بد دیگری بود که خبر از ویرانگری عوامل انسانی میداد؛ بازدیدکنندههایی که بدون توجه به ارزش تاریخی این سنگنگارهها نام خود را با ذکر تاریخ (!) در کنار نقشهای کهن کنده بودند؛ نقشهایی با قدمتی از 1500 سال پیش از میلاد تا 713 هجری قمری.
اولش از اینکه توانسته بودیم اینطور بیواسطه از این سنگنگارهها دیدن کنیم، خوشحال شدیم، اما بعد با خود آرزو کردیم کاش نه ما و نه هیچکس دیگر نتواند چنین بیفاصله با گنج کوه مهربان ارنان آشنا شود.
گودالهای عمیق در زیر تختهسنگ عظیم پای کوه ارنان، نشان میدهد که بعضی بهطمع یافتن گنج یا بهسرقت بردن سنگنگارهها دست به تخریب و انهدام این اثر تاریخی زدهاند.
همۀ این اتفاقهای ناخوشایند در شرایطی میافتد که هیچکس به فکر حفظ و نگهداری از این آثار بدیع بازمانده از دوران باستان نیست و این جلوۀ جذاب که میتواندچشم توریستهای داخلی و مهمانان خارجی را به خود خیره کند، در فراموشی خاک میخورد و غرش گوشخراش موتورسیکلتها تحلیل میرود.
این عمارت از دو بخش تالار رسمی و خصوصی تشکیل شده است. بخش رسمی دارای تالار ستون دار اتاق گنبد دار، صحن رواق دار و دیوار جلو آن می باشد راه دسترسی به این بخش از طریق پلکانهای دوطرفه ای در ضلع شمالی، شرقی و جنوبی صفحه بوده که امروزه

این عمارت از دو بخش تالار رسمی و خصوصی تشکیل شده است.
بخش رسمی دارای تالار ستون دار اتاق گنبد دار، صحن رواق دار و دیوار جلو آن می باشد راه دسترسی به این بخش از طریق پلکانهای دوطرفه ای در ضلع شمالی، شرقی و جنوبی صفحه بوده که امروزه از بین رفته است .
بخشی خصوصی نیز شامل خانه هایی است که در مرکز عمارت قرار دارد.
اگر چه برخی باستان شناسان این عمارت را بنایی تشریفاتی از دوره عباسی میدانند ولی تمامی جغرافیا نویسان ایران وعرب و به تبع آن پژوهشگران دنیا این بنا را کاخی از زمان خسرو پرویز می دانند که در فاصله های سالهای590تا 628 میلادی حکومت می کرده است.
وجه تسمیه شهر قصرشیرین بواسطه همین قصر است که خسرو پرویزبرای همسرش شیرین ساخت، این شهردر 180 کیلومتری غرب کرمانشاه و در نزدیکی مرز عراق قرار دارد.
محوطه تاریخی طاق بستان، در دامنه کوهی به همین نام و در کنار چشمه ای در شمال شرقی حاشیه شهر کرمانشاه قرار دارد. در این محوطه، آثاری از دوره ساسانی شامل سنگ نگاره اردشیر دوم و دو ایوان سنگی به نام های ایوان کوچک و بزرگ وجود دارد. ایوان کوچک

محوطه تاریخی طاق بستان، در دامنه کوهی به همین نام و در کنار چشمه ای در شمال شرقی حاشیه شهر کرمانشاه قرار دارد. در این محوطه، آثاری از دوره ساسانی شامل سنگ نگاره اردشیر دوم و دو ایوان سنگی به نام های ایوان کوچک و بزرگ وجود دارد. ایوان کوچک در سمت چپ سنگ نگاره اردشیر دوم و ایوان بزرگ در سمت چپ ایوان کوچک دیده می شود.
سیاحان، مورخین وجغرافی نویسان دوره اسلامی ضمن توصیف سنگ نگاره های طاق بستان، از این محوطه با نام های متفاوتی یاد کرده اند. ابن فقیه و ابن رسته این مکان را «شبدیز» و یاقوت حموی آن را «قصر شیرین» نامیده است. همچنین حمدالله مستوفی آن را «طاق بسطام» و عده ای دیگر آن را «طاق بهستون»، «طاق بیستون» و «تخت بستان» نامیده اند. اهای محل نیز این محوطه را با نام «طاق وسان» و «طاق بسان» می شناسند؛ زیرا «سان» در لفظ محلی به معنی سنگ است و «طاق وسان» یعنی طاقی که در سنگ کنده شده است. امروزه نیز د راکثر محافل ایران شناسی، از این مکان با نام «طاق بستان» یاد می شود. سنگ نگاره های این محوطه عبارتند از:
نقش برجسته و کتیبه داریوش اول:این نقش برجسته دوره هخامنشی یکی از با ارزش ترین یادگارهای ادبی و تاریخی ایران است و درسی کیلومتری شمال شرقی شهر کرمانشاه، بر روی صخره معروف به بیستون حجاری شده است. از این کوه در متون تاریخی به نام های «بغستان» به معنی جایگاه

نقش برجسته و کتیبه داریوش اول:
این نقش برجسته دوره هخامنشی یکی از با ارزش ترین یادگارهای ادبی و تاریخی ایران است و درسی کیلومتری شمال شرقی شهر کرمانشاه، بر روی صخره معروف به بیستون حجاری شده است. از این کوه در متون تاریخی به نام های «بغستان» به معنی جایگاه خدایان، «بهیستان»، «بهیستون»، «بهستون»، «بهستان» و بیستون یاد شده است.
سنگ نگاره داریوش اول شش متر طول و 20/3 متر عرض دارد. در سمت چپ صحنه این سنگ نگاره، تصویر داریوش به ارتفاع 78/1 متر حجاری شده است. وی تاج کنگره داری بر سر و پیراهن بلندی بر تن دارد. ریش او مجعد و چهارگوش است و موهای مجعدش را در پشت سر جمع کرده است. او دست راست را به علات احترام بالا برده و در دست چپش کمانی را گرفته است. در این صحنه، داریوش پای چپش را بر روی سینه «گئومات مغ» نهاده است. در پشت سر داریوش «وینده فره نه» کمان دار و «گئوبروه» نیزه دار – از جمله هفت تنی که در بر اندازی گئومات شرکت داشتند – ایستاده اند.
در زیر پای چپ داریوش گئومات مغ به پشت خوابیده و به علامت تسلیم، دست هایش را بالا برده است. پشت سر او نیز صف اسیران – با گردن ها و دست های از پشت بسته – دیده می شود. در بالای سر هر یک از این اسیران و در زیر تنه گئومات مغ و نیز بر روی دامن اسیر سوم نام و نقش پادشاه شورش گرو جایی که در آن جا شورش کرده، ذکر شده است.
در بالای سر اسیران، تصویر نمادینی از اهورامزدا در حال اهدای حلقه قدرت به داریوش حجاری شده و داریوش نیز دست راستش را به نشانه ی نیایش اهورا مزدا بلند کرده است.
در سال 522 قبل از میلاد داریوش، شاه هخامنشی نقشی از خود، فروهر، دو تن از بزرگان پارسی، گئومات، مغ و 9 تن از شاهان مغلوب را بر دیواره كوه بیستون حك میكند و علاوه بر این نقش فرامین و اندرزهای خود را به صورت كتیبهای بر دل كوه

در سال 522 قبل از میلاد داریوش، شاه هخامنشی نقشی از خود، فروهر، دو تن از بزرگان پارسی، گئومات، مغ و 9 تن از شاهان مغلوب را بر دیواره كوه بیستون حك میكند و علاوه بر این نقش فرامین و اندرزهای خود را به صورت كتیبهای بر دل كوه بیستون حجاری میكند. داریوش شاه در این كتیبه شرح فتوحات خود را به خط میخی و سه زبان پارسی باستان و عیلامی و بابلی بر دل سنگ نگاشته است.
عظمت این كتیبه به گونهای است كه فقط زبان پارسی باستان آن دارای 414 سطر است. در سنگ نگاره داریوش كه شش متر طول و 20/3 مترعرض دارد، تصویر داریوش به ارتفاع 78/1 متر در سمت چپ صحنه حجاری شده است.
وی تاج گنكره داری بر سر و پیراهن بلندی بر تن دارد، او دست راست را به علامت احترام بالا برده و در دست چپ كمانی را گرفته است.
در این صحنه داریوش پای چپش را بر روی سینه گئومات مغ نهادهاست. در پشت سر داریوش "وینده فرنه " كمان دار و " گئو بروه " نیزه دار ایستادهاند كه از جمله هفت تنانیاند كه در براندازی گئومات شركت داشتند.
در زیر پای چپ داریوش گئومات مغ بر پشت خوابیده و به علامت التماس دست هایش را بالا برده است.
پشت سر او صف اسیران با گردنها و دست های از پشت بسته دیده میشود، در بالای سر هر یك از این اسیران و در زیر تنه گئومات مغ و بر روی دامن اسیر نام و نقش پادشاه شورشگر و جایی كه در آن شورش كرده ذكر شده است.
در بالای سر اسیران تصویر نمادینی از اهورامزدا در حال اهدای حلقه قدرت به داریوش حجاری شده و داریوش دست راستش را به نشانه نیایش اهورامزدا بلند كرده است.
در این نقش داریوش به معرفی خود و خاندانش میپردازد و در حقیقت با این نوشته مشروعیت خود را اعلام میكند، پس از آن شرح فتوحاتش را به خط میخی عیلامی در سمت راست سنگ نگاره و در مرحله بعد با خط میخی بابلی در سمت چپ سنگ نگاره حك میكند.
در مرحله نهایی در زیر نقوش برجسته شرح فتوحاتش را به خط میخی و به زبان فارسی باستان حك میكند.
سنگ تراشان هخامنشی در حال نوشتن خطوط بر سینه كوه بودند كه سكاها دوباره سر به شورش گذاشتند.
داریوش در سال 519 قبل از میلاد "سكونخا" شاه سكاها را شكست داد و این رویداد را بیدرنگ به سنگ نبشته اضافه كرد.
چون جایی برای اضافه كردن تصویر شاه سكایی باقی نمانده بود، داریوش دستور داد بخشی از متن عیلامی را پاك و آن را در سمت چپ قسمت پایین كنار متن فارسی باستان از نو حك كنند و به جای متن عیلامی تصویر "سكونخا" را حجاری كنند. در این سنگ نوشته داریوش ابتدا به معرفی خود و خاندانش میپردازد و سپس واقعه قتل گئومات مغ را كه پس از مرگ كمبوجیه سلطنت را غصب كرده بود شرح میدهد.
پس از آن به شرح جنگهایی كه بر ضد بزرگان و امرای یاغی كرده بود می پردازد و در خاتمه به هركس كه این كتیبه بزرگ را محو نماید، نفرین میكند.